سیزده بدر روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر
از جشن پوریم چه می دانید؟
هولوکاست واقعی را یهودیان در کجا و علیه چه کسانی اجرا کردند؟ آیا از کشتار ده ها هزار ایرانی به دست یهودیان اطلاعی دارید؟ آیا روز "13 بدر" نوروز و خروج از خانه ها ریشه در قتل عام ایرانیان باستان دارد؟ با گزارش ویژه مشرق از پایکوبی صهیونیست ها در سالروز کشتار ایرانیان همراه شوید.
مشرق-- به مناسبت روز سیزدهم فرودین و فرا رسیدن روز طبیعت و با توجه به استقبال مخاطبان از گزارش ویژه مشرق با عنوان "جشن پوریم" که به زمینه های وقوع تاریخی این روز و چگونگی نحسی این روز برای ایرانیان پرداخته بود، نگاهی دوباره به این رویداد تاریخی مهم می اندازیم.
جشن «پوریم» یکی از سنتهای قدیمی قوم یهود است که در دهههای اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار میشود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون دهها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را میطلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز میزند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط میکند و او را به دست جلاد می سپارد.
یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارتشان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف میکردند و این استنکاف موجب شده بود که «هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر کند، البته یهودیان در برخی کتابهای خود میگویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل هامان نمیشود، او و اتباعش مورد غضبهامان قرار گرفته و تهدید به مرگ میشوند.
یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره میاندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی میکنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.
برچسبها:
“تشویق به کشف حجاب در تهران و شهرستانها توسط معاندین نظام”
زندگی در اسرائیل
کوکاکولا
معبری به سوی ملکوت...
رحیم مشایی
ستاد انتخاباتی اسنفدیار رحیم مشایی کاندیدای دولت، در تازه ترین روش تبلیغاتی دست به دامن یک دونده ی مشهور ایرانی شد!

برچسبها:
گلی دارم............
خصلت های نیکو
پوستر: در حسرت زیارت تو گریه میکنم...
پاسخ به یک پرسش!
در حديث داريم كه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي فرمايد: «هر كس بگويد مرا ديده، دروغ گفته است»؛ در حالي كه در بسياري موارد، از شخصيت هاي بزرگ نقل شده است كه امام زمان را ديده اند. تناقض چگونه قابل حل است؟
براي آن كه بتوان به درستي در اينباره گفت و گو كرد و به قضاوت نشست، ابتدا لازم است متن كلام حضرت را به دقت مرور كنيم، تا روشن شود مراد امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چيست؟ حديثي كه بحث مشاهده و دروغگو بودن مدعي مشاهده را مطرح مي كند، آخرين توقيع و نامه اي است كه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به چهارمين و آخرين نايب خاص خود، چند روز پيش از مرگ او نوشته است. متن نامه چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم؛ اي علي بن محمد سمري! خداوند، اجر برادرانت را در عزاي تو عظيم گرداند. به درستي كه تو تا شش روز ديگر از دنيا ميروي. پس به كارها ي خود رسيدگي كن و به احدي وصيت مكن كه پس از وفات، جانشين تو شود. به تحقيق، دومين غيبت (غيبت كامل) واقع شده است. پس ظهوري نيست. مگر بعد از اذن خداي عزّوجّل و آن، بعد از مدّتي طولاني و قساوت دل ها و پرشدن زمين از ظلم خواهد بود. به زودي نزد شيعيان من مي آيد، كسي كه ادعاي مشاهده مي كند. بدانيد كسي كه ادعاي مشاهده كند، پيش از خروج سفياني و ندا، او دروغگو و افترا زننده است. و لاحول و لاقوة إلا بالله العلي العظيم.1
اين حديث، در بردارنده نكاتي است، از جمله:
1. مدعيان مشاهده، در اين دوره، وجود خواهند داشت.
2. مدعي مشاهده، پيش از خروج سفياني و ندا (دو علامت حتمي ظهور) هم دروغگو است و هم افترا زننده.
افترا يا تهمت، آن است كه فردي به شخص ديگر، عملي يا قولي را نسبت دهد، در حالي كه او چنين نكرده باشد؛ بنابراين، بين دروغگو بودن و تهمت زدن، تفاوت است. هر دروغگويي، تهمتزننده نيست. اگر كسي فقط مدعي ديدن باشد؛ ولي به حضرت، نسبتي ندهد، ممكن است دروغگو باشد؛ ولي تهمت زننده نيست. امام، در اين نامه هر دو صفت ناپسند را به مدعي مشاهده، وارد كرده است؛ يعني، مدعي مشاهده، نسبتي نيز به حضرت مي دهد.
اين نكات در نامه، بزرگان را بر آن داشت، تا با تأمل و تدبّر دقيق تر، به محتواي نامه بنگرند و سپس اظهار نظر كنند.
عده اي با توجه به اينكه نامه، در آخرين روزهاي عمر نايب چهارم صادر شده و در آن، به پايان نيابت خاصه تصريح شده است، چنين گفته اند كه مراد از مدعي مشاهده، ادعاي نيابت خاصه و ارتباط با حضرت است؛ زيرا نيابت خاص يعني حضور نزد حضرت، همراه شناخت آن بزرگوار و رساندن سؤالات مردم و ابلاغ پاسخ ها و پيام ها. اين فرد، هم ادعاي ديدار دارد و هم آنچه مي گويد را از جانب حضرت بيان مي كند و حرف ها را پيام حضرت اعلام مي كند.2
حضرت امام خميني; مي گويد: مراد از تكذيب مدعي مشاهده اين است كه فردي، مدعي ملاقات باشد؛ ولي شاهد و دليلي نداشته باشد.3 شهيد صدر مي گويد: مراد، ادعاي انحرافي است كه شخصي با ادعاي مشاهده و ارتباط، بخواهد عقايد و نظر خود را با نام پيام هاي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به مردم القا كند.4 برخي نيز گفته اند: مراد از تكذيب مدعي مشاهده، تكذيب مدعي ظهور است.5 بنابراين مي توان دريافت كه در روايت، صِرف ديدار، منتفي نشده است و عالمان نيز نفي اصل ديدار را استفاده نكرده اند. به علاوه، روايت، مدعي مشاهده را كذّاب مي داند؛ حال اگر كسي امام را ببيند و به ديگران نگويد، تحت اين روايت قرار نمي گيرد؛ لذا اصل ديدار، امر ممكني خواهد بود.
نكته آخر اينكه علماي ما كه موفق به ديدار حضرت شده بودند، آن را براي مردم بازگو نمي كردند؛ بلكه اطرافيان و خواص آنان، از روي شواهد و قرايني يا در زمان هاي بعد، متوجه وقوع ديدار آن عالم با امام مي شدند؛ لذا عالمان تحت «عنوان مدعي مشاهده» قرار نمي گيرند و اين روايت، با داستان ملاقات برخي بزرگان تنافي ندارد. ضمناً به علت فراواني مدعيان دروغين ملاقات، هر كس ادعاي ديدار نمود نبايد فوري آن را پذيرفت......
پي نوشت:
1. كمال الدين، ج2، ب45، ح 45.
2. بحار الانوار، ج52، ص151.
3. انوار الهداية، ج1، ص256.
4. تاريخ الغيبة الصغري، ج1، ص639-654.
5. مهدي منتظر، ص93.
برچسبها:













